پچپچه

هشتاد سالگی و عشق؟
نویسنده : آری - ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ مهر ،۱۳۸٦
 

 

سيمين بهبهانی، غزل سرای پر آوازه در هر جبهه ای با شعر چالشی شگفت انگيز دارد. او آنقدر با خوانندگان شعرش احساس يگانگی می کند که حتا از اينکه دست آنها را بگيرد و آنها را  صميمانه به پنهانی ترين پيچ و خم های  احساسی اش ببرد و در زندگی خصوصی اش شريک کند، پروايی ندارد.  اين يکی از ويژه گی های دلنشين شعر سيمين است که به خوانندگان بخصوص به زنان جسارتی بالا بلند می بخشد تا قدر هستی خود را بيشتر بدانند. شعر «هشتاد سالگی و عشق»  او از اين دست است.

به جرأت می توان گفت حتا مردان هم با شعر اينگونه برهنه برخورد نکرده اند که سيمين بهبهانی.  

شعر بی تکرار و متفاوت او را با هم زمزمه می کنيم تا بداينم آنکه پيرو راسيتن مکتب اصالت عشق است، کيست...

 

 

 

هشتاد سالگی و عشق؟ تصديق کن که عجيب است

حوّای پیر دگر بار، گرم تعارف سیب است

 

لب سرخ و زلف طلائی، زیبا ولی نه خدایی!

بر چهره رنگم اگر هست، آرایش است و فریب است

 

در سینه ام دل شیدا، پرپر زنان ز تمنا

هفتادضربه او را، گویی دو بار ضریب است

 

عشق است و دغدغه شرم، تن از دمای هوس گرم

می سوزم از تب و این تب، فارغ ز لطف طبیب است

 

با بوسه بسته دهانم، گفتن سخن نتوانم

آتش فکنده به جانم، این بوسه نیست لهیب است

 

ای تشنه مانده  ی عاشق، بخت است و یار موافق

با این شراب گوارا، دیگر چه جای شکیب است

 

شادا کنار من آن یار، آن مهربان وفادار

گويی میان بهشتم، تا این کنار نصیب است

 

آدم بیا به تماشا، بگذر ز چالش  و حاشا

هشتاد ساله ی حوا با بیست ساله رقیب است

 

 


 
 
زندگی، با گورستون
نویسنده : آری - ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ مهر ،۱۳۸٦
 

                                               

 

ژاک پره ور(1977- 1900) يکی از محبوب ترين شاعران فرانسه است. او نخستين آثارش را با گرايش شديد به سوررئاليسم آغاز کرد. از اين رو می توان در شعرهايش گونه ای تعلق خاطر به «بازی با کلمات»، «تازگی تمثيل ها» و «سادگی وزن» را دريافت.

در اشعار او همواره رگه هايی از اعتراض و سرکشی در مقابل سرکوبگران و زورمداران به چشم می خورد. واژگانش با طنزی توانمند و خشن و درعين حال آرام، مخاطب را غرق در عدالت و آزادی و عشق می کند. از ويژه گی های شعر او کاربرد زبان و لحن عاميانه است که به شعرش شکلی سهل و ممتنع می دهد. شعر ژاک پره ور هنوز که هنوز است تازه و به شدت مورد توجه جوانان است.

اينک شعر «خانوادگی» او را با ترجمه ی احمد شاملو با هم زمزمه می کنيم. روان هر دو هنرمند جاودانه باد!

 

خانوادگی

 

مادر می بافه پسر می جنگه

به نظر مادره اين وضع خيلی طبيعيه .

 

- پدره چی؟

اون چيکار می کنه؟

- پدره کار می کنه ...

زنش می بافه

پسرش می جنگه

خودش کار می کنه.

به نظر پدره اين وضع خيلی طبيعيه .

 

- خب، پسره چی؟

پسره اوضاعو چه جور می بينه؟

- پسره هيچی، هيچی که هيچی:

پسره، ننه اش می بافه

باباش کار می کنه

خودش می جنگه

جنگ که تموم بشه

تنگ دل باباهه می چسبه به کار.

 

جنگ ادامه پيدا می کنه

و مادره ام ادامه ميده: می بافه

پدره ام ادامه ميده: کار می کنه

پسره کشته شده،

ديگه ادامه نميده.

 

پدره و مادره ميرن گورستون

به نظر پدره و مادره،

اين وضع خيلی طبيعيه.

 

زندگی ادامه داره،

زندگی با بافتنی و جنگ و کار

با کار و جنگ و بافتنی و جنگ

زندگی

با گورستون.