پچپچه

ای ایران، ای مرز پر گهر ...
نویسنده : آری - ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ آذر ،۱۳۸۸
 

                    دیداری با حسین گل گلاب در دوم آذرماه

 

دوم آذر ماه برابر با سال مرگ چهره ی جاودانه ی هنر ایران حسین گل گلاب است. از این رو « بشنو این نی» این هفته ویژه ی او خواهد بود و پیشکش روان جاودانه ی او خواهد گشت.

استاد  حسین گل گلاب در سال 1274 در تهران چشم به جهان گشود. وی فرزند « ابوتراب خان مصوّر الملک» نقاش زمان قاجار بود که به تحصیل فرزندانش علاقه ی بسیار داشت. از این رو  فرزند خود حسین را گل بعد از تحصیلات مقدماتی، برای ادامه ی تحصیل به

مدرسه ی علمیه و دارالفنون فرستاد.

حسین از معلمان فرانسوی زبان فرانسه آموخت و چون دانش پژوه برجسته و با استعدادی بود، ضمن تحصیل به کار تدریس هم مشغول شد.
وی که بعدها از گیاه شناسان آگاه آن دوره گردید، نخستین کسی است که به نوشتن کتاب طبیعی دست برد چنانکه از سال 1304 تا 1317 دوازده جلد کتاب در زمینه های تاریخ و جغرافی به نگارش آورد که در مدارس تدریس می گردید.
استاد گل گلاب از سال 1307 مسئول تحقیقات علمی گیاه شناسی شد و از زمان تأسیس دانشگاه تهران تا سال 1345 در سمت استادی، به تدریس اشتغال داشت. گفتنی است که در دانشگاه تهران هنوز هم کرسی ای به نام ارزنده اش وجود دارد.

گل گلاب در فرهنگستان ایران نیز عضویت داشت و واژگان بسیاری به ویژه در رشته ی علوم طبیعی پیشنهاد کرد که به تصویب رسید که هم اکنون نیز در زبان فارسی رواج دارد.

او هرگز گرد سیاست و تجارت چرخ نزد.

سرانجام حسین گل گلاب پس از 87 سال عمر پربار در روز دوم آذر ماه 1363 به جهان باقی شتافت. او تا آخرین روزهای زندگی برای فرهنگ سرزمینش ایران تلاش می کرد و به تنظیم فرهنگ نامه و بیولوژی گل و گیاهان ایران مشغول بود که عمرش برای به پایان بردن آن وفا نکرد و تلاشش ناتمام ماند.

روانش شاد و یادش جاودانه باد!

پیوند گل گلاب و موسیقی

حسین گل گلاب به موسیقی علاقه ی بسیار داشت و با کمک کلنل کاظم وزیری و علینقی خان وزیری موسیقی آموخت و برای تعلیم تار به کلاس علینقی خان می رفت. اما بعد از سرودن «ای ایران، ای مرز پر گهر» - که تحت تأثیر اشغال ایران توسط متفقین سروده شد- در زمینه ی موسیقی به چهره ای ماندگار و جاودانی تبدیل گشت. بطوریکه آوازه ی هنری او ، شهرت علمی او را تحت الشعاع قرار داد.

در مورد بوجود آمدن این سرود نقل است که در شهریور 1323 که نیروهای انگلیس و دیگر متفقین تهران را اشغال کرده بودند، روزی حسین گل گلاب در خیابان هدایت می بیند که یک سرباز انگلیسی در حال کتک و فحاشی به یک بقّال ایرانی است و حتا به یک افسر نظامی هم که به قصد دفاع از بقال وارد ماجرا می شود، اهانت می کند و هم سیلی محکمی می زند.

گل گلاب پس از دیده این صحنه با چشمان اشکبار به دیدن روح الله خالقی –موسیقیدان معروف-  می رود و ماجرا را تعریف می کند و می گوید: - دیگر کار ما به اینجا کشیده که یک سرباز اجنبی توی گوش نظامی ایرانی می زند.

روح الله خالقی پس از همدردی با او می گوید: ناراختی فایده ای ندارد، بیا کاری کارستان بکنیم و سرودی بسازیم.

و بدین ترتیب نطفه ی این سرود زیبا بسته می شود و پس از یک هفته به همراهی یک ارکستر بزرگ ضبط می گردد:

شعر از: حسین گل گلاب

آهنگ: از روح الله خالقی

صدا:  از بنان

سرود « ای ایران ، ای مرز پر گهر» در فضایی حماسی و در آواز دشتی ساخته شده و ملودی اصلی و پایه ای آن  کار از برخی از نغمه های موسیقی بختیاری که از فضایی حماسی برخوردار است، وام گرفته شده است از دیگر ویژگی های آن، این است که کلمات  بیگانه در آن راه نیافته و تمامی واژگان آن فارسی است.

این سرود در اجرای نخست به صورت کر خوانده شد، اما ساختار محکم شعر و موسیقی آن سبب شد تا در دهه های بعد خوانندگان آن را به صورت تک خوانی اجرا کنند.

« ای ایران ، ای مرز پر گهر» بارها در زمان زندگی خلق کنندگانش بروی صحنه آمد و اجرا گردید و می توان گفت که حتا به سینما هم راه یافت چنانکه در سال های پایانی دهه شصت ناصر تقوایی – کارگردان - از زنده یاد حسین سرشار خواننده ی کلاسیک و اپرا خواست که  در فیلمش « ای ایران»  نقش معلم سرودی را که به دانش آموزانش سرود ای ایران را آموزش می دهد، بر عهده بگیرد.

 

و اینک با نام جاودانگی متن کامل سرود را با هم زمزمه می کنیم:


ای ایران ای مرز پر گهر!

ای خاکت سرچشمه هنر!


دور از تو اندیشه بدان

پاینده مانی، تو جاودان


ای دشمن ار تو سنگ خاره ای، من آهنم

جان من فدای خاک پاک میهنم

 
مهر تو چون شد پیشه ام

دور از تو نیست اندیشه ام


در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد، خاک ایران ما!

 

       ****


سنگ کوهت دُر و گوهر است

خاک دشتت بهتر از زر است


مهرت از دل کی برون کنم

بر گو بی مهر تو چون کنم


تا گردش جهان و دور آسمان بپاست،

نور ایزدی همیشه رهنمای ما است


مهر تو چون شد پیشه ام

دور از تو نیست اندیشه ام


در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد، خاک ایران ما!

 

              ***


ای ایران ای خرم بهشت من

روشن از تو سرنوشت من


گر آتش بارد به پیکرم،

جز مهرت بر دل نپرورم


از آب و خاک و مهر تو سرشته شد گلم

مهر اگر برون رود تهی شود دلم


مهر تو چون شد پیشه ام

دور از تو نیست اندیشه ام


در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما!