پچپچه

روز بارانی و خاکسپاری غریبانه ی غلامحسین ساعدی ، پاریس، دوّم آذر 1364
نویسنده : آری - ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آبان ،۱۳٩۱
 

غُلامحُسین ساعِدی معروف به گوهرمراد متولد شنبه ۱۳ دی ۱۳۱۴ در تبریز یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان معاصر ایرانی است. از داستان گاو او(در مجموعه عزاداران بیل)، فیلمی به همین نام ساخته شده‌است که موفقیتی جهانی یافت./ساعدی تحصیلات خود را با درجه دکترای پزشکی، گرایش روان‌پزشکی در تهران به پایان رساند. نویسندگی را از سن ۱۶ سالگی آغاز کرد و سال‌های زیادی را به نمایش‌نامه‌نویسی و داستان‌نویسی فارسی گذراند. وی در روز شنبه ۲ آذر ۱۳۶۴ در پاریس درگذشت و در گورستان پرلاشز در کنار صادق هدایت به خاک سپرده‌شد/ او که خود ترک آذری بود و به زبان مادری خویش نیز بسیار علاقمند بود، دربارهٔ زبان فارسی و جایگاهش در ایجاد همبستگی و نقشِ آن در وحدت ملی ایرانیان، طی مصاحبه‌ای با رادیو بی‌بی‌سی چنین گفت: زبان فارسی، ستونِ فقرات یک ملت عظیم است. من می‌خواهم بارش بیاورم. هرچه که از بین برود، این زبان باید بماند. برگرفته از ویکی پدیا


 
 
ماه بدر در محاصره ی اصفهان
نویسنده : آری - ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ آبان ،۱۳٩۱
 


 
 
بمان ... بمان ...
نویسنده : آری - ساعت ٤:٤۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ آبان ،۱۳٩۱
 

بمان ... بمان ...
برای نسرین ستوده



زنان سرزمین من از جنس عشق و اسطوره
هستند. / هم آنها که تاریخ را می سازند.

......

بمان که قلّه ی سر سخت ماندگاری تو
جبین نسوده به درگاه روزگاری تو

 به روی شانه ی آزادگی ، همیشه ترین
کتیبه ای که بماند به یادگاری تو

 غریو خشم خروشان کاوه بر ضحاک ،
ستیزه جویی فریاد مازیاری تو

اگر چه بار زمان بر سرت فرود آمد ،
به ساده خم نشدی ، کوه استواری تو

 غرورِسر به فلک ها کشیده ای، امّا
فروتنانه ترین دشت بی غباری تو

تویی ، تویی که سری پایدار خواهی داشت
به پایمردی آن یارِ سر به داری تو

بمان که دیده ی بیدار ما به سوی تو ماند
بدان که «ما » تویی و چشمِ انتظاری تو

سوار خسته ای از راه می رسد روزی
به خواب دیده ام، آن راه و آن سواری تو

 نمانده فاصله ای تا سحر، ستاره گواست
طنین چاوش آن صبح هوشیاری تو
پیرایه یغمایی