پچپچه

ام کلثوم ... چهره ی جاودانه ی آواز
نویسنده : آری - ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ،۱۳۸٦
 

                                    

                                                    کوکب الشرق

                                                                   

کوکب الشرق نامی بود که مصری ها به ام کلثوم، چهره ی جاودانه ی هنر آواز داده بودندو به راستی این نام بر او می برازید. وی فرزند ابراهیم البلتاجی بود که در سال 1904 در روستای طمبای الزهایره در استان «الدقهلیه»، واقع در شمال قاهره چشم به جهان گشود. در سیزده سالگی به همراه پدرش در روستاها می گشت و مراثی مذهبی و اشعار عارفانه می خواند. در همین ایام بود که صدای جادویی او  توسط استادان هنر شناسی چون «شیخ ابوالعلاء محمد» و « شیخ زکریا احمد» کشف شد.بنابراین وی بعد از چندی، به همراه پدر، روستا را به قصد قاهره ترک نمود تا به توسط «شیخ ابوالعلاء» که دوست پدرش بود، با یکی از موسیقیدانان معروف آن زمان در مصر دیدار کند. در همین زمان وی شروع به خواندن ترانه کرد، و بعضی از این شعرها را بدون موسیقی می خواند و به همین دلیل در میان صداهای زنانه، به سرعت چهره ای سرشناس شد.

یک سال بعد او با« احمد رامی» شاعر آشنا شد. رامی تازه از رشته ی ادبیات و زبان فارسی در هند فارغ التحصیل شده بود و ام کلثوم به او مژده داد که می خواهد یکی از شعرهایش را بخواند. چیزی نگذشت که دست سرنوشت، « احمد صبری» دندان پزشک را که آهنگ سازی ماهر بود، پیش روی او قرار داد و صبری خداقل برای 14 ترانه ی او آهنگ هایی بسیار شنیدنی ساخت. و طولی نکشید که محمد القصبحی که در نواختن عود چیره دست بود، به این گروه پیوست. در آن زمان بود که ام کلثوم به همراهی گروه موسیقی خود متشکل از عود محمد القصبحی، قانون محمد العقاد، و کمانچه ی سامی الشوا روی صحنه رفت و غوغایی برانگیخت.

ام کلثوم از آن پس تا سال1975 یعنی زمان مرگش، هنرمند خستگی ناپذیر و بی جانشین صحنه ها بود . او شصت سال تمام آواز خواند و این مدت طولانی در تاریخ خوانندگی بی سابقه است.

اما راز هنر ام کلثوم و نبوغ وی تنها معرفت و آگاهی او از هنر خوانندگی و نوازندگی نبود، بلکه شیفتگی عاشقانه ی او به هنر آواز بود. آنگونه که پیش از آنکه شنونده ی خود را در حالت جذبه و حیرت غرق کند، خود در آن غرق می شد .او تحت تأثیر غنای این هنر آنچنان از خود بی خبر می گشت که ببینده احساس می کرد در آوازش محو شده است.از این رو همیشه در صحنه دستمال حریری در دست می گرفت و در حالات جذبه و شوق، بی آنکه در آن لحظه بفهمد چه می کند، آن را با دو دست خود پاره پاره می کرد.  این حالات مستانه ی پرشور نه تنها در حرکات، بلکه در چهره اش نیز جلوه گر می شد، چنانکه در هنگام چهچه  های مستانه چشمانش بی اندازه درشت می گشت، گویی که می خواهد از چشمخانه در آید. به همین منظور او، برای اینکه چنین حالاتی موجب دگرگونی بیننده نشود، دورنمای چشم خود را با عینک سیاهی مخفی می کرد.

بعدها هیأت ارکستر«ام کلثوم» به هشتاد نوازنده رسید و بسیار شکوهمند بود، بویژه اینکه ببیننده وقتی در میان این اعضاء چشمش به چهار هنرمند نابینا می افتاد که با «نای» های بلند و لباس های مرتب آخرین مد، در ردیف جلو هنرنمایی می کردند، نمی توانست از دم آن فضای عارفانه بگریزد.

کنسرت های ام کلثوم از مرزهای کشور خود گذشت و به سرزمین های دیگر هم راه یافت و وی از ین طریق نه تنها مصر را از نیازهای اقتصادی می رهاند، بلکه باعث شناسایی هنر و هنرمندان مصر، به بیرون از مرزها شد.. چنانکه در 63 سالگی در فستیوال آواز پاریس شرکت نمود و با صدای گرم خود که اثری از خستگی در آن نبود، آنچنان شور و هیجانی ایجاد کرد که همه مسحور شدند. این فستیوال در آن زمان به ام کلثوم چهارده هزار لیره پرداخت که تمامی آن به خواست ام کلثوم صرف کمک به ممالک عربی شد که در جنگ با اسراییل صدمه خورده بودند. وی همچنین عادت داشت که آخرین شب جمعه ی هر ماه برای مهمانان خصوصی خود در « قصرالنیل» آواز بخواند و از این طریق با پول هنگفتی که صدها تن از ثروتمندان کشورهای عربی و شیخ نشین های خلیج فارس هزینه ی سفر خود می کردند، امتیاز اقتصادی عظیمی برای مصر فراهم آورد.

باید گفت هنوز هم که هنوز است با گذشت بیش از سی سال از مرگ کوکب الشرق، رادیو مصر، هر غروب از ساعت 5 تا 9 به مدت 4 ساعت ترانه های این خواننده ی بی نظیر را پخش می کند و مردم مشتاقانه گوش می کنند و نیز هنوز هم ترانه های این هنرمند در صدر فروش قرار دارد. و این پر بیراه نیست، هست؟

برگرفته از پیک خبری ایرانیان/جای پای عشق/ پیرایه یغمایی