پچپچه

 
نویسنده : آری - ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ بهمن ،۱۳۸٢
 

 

نوشته های ما و پیام های شما ....

تقریبا ً یک ماه و نیم است که از تولد پچپچه می گذرد .  در طی این مدت چند مطلب عرضه شده که دو مطلب از آن میان، متن  دو پیام بوده که به دلیل سلامت گفتار و اندیشه ی نویسندگان ( سالک  و رسا پور ) و دیگر به دلیل اینکه سخنی در ارتباط با بحث مورد نظر داشته  ، دریغ بوده است که از نگاه خوانندگان گرامی نگذرد .

پچپچه گو اینکه بسیار نو پاست ، اما همواره برآن است که صد در صد ادبی بماند ، باز تاب اتفاقات فرهنگی و ادبی باشد و بی هیچگونه جانبداری از شعر یا شاعر ویزه ای به نقد های بی طرفانه ی شعر بپردازد . از این رو با گستردگی بسیار پرسه زدن های خود در را  سایت های شاعرانه ادامه می دهد و هیچ اندیشه ی  زیبا و موجهی که بر پایه ی ذهنیتی نو ،  آفرینش شعری را موجب شده باشد ، از چشمش پنهان نخواهد ماند .  و اصلا ً یک سایت شاعرانه باید هم همین باشد . از تکرار بپرهیزد و به دنبال شعر های نو تر و اندیشه های جوانتر و شعر جوان تر ها باشد که سرشار از تازگی است .

ما برنامه ای برای مسابقه ی شعر و اهدای جوایز نداریم زیرا فکر می کنیم که پیام های شما هر کدام یک اثر شاعرانه است و هر واژه ای که به کار می گیرید ، نمودار ذوق و اندیشه ی شماست ونیز از سویی دیگر...  بیشترین نیرویی که  ما را  به کار خود دلگرم می کند و ادامه ی این راه را برای ما ن ممکن می کند  ، پیام های شماست ... البته قصد ما این نیست که خوانندگان بیشتری برای خود دست و پا کنیم که افتخاری هم نیست ... بلکه قصد ما این است که خوانندگان ژرف نگری برای خود به دست آوریم که آن افتخاری است عظیم ... خواننده ای که دل به نوشته ی ما بدهد ، آن را با تأمل بخواند و پیامی را هم که می فرستد ، در ارتباط با نوشته بفرستد که ما جایگاه کار خود را بشناسیم و بفهمیم که در کجای کار ایستاده ایم  .... یا کارمان را تصحیح کنیم ....یا تقویت ...

قصد ما با بیشتر داد و ستد های ذهنی  و انتقال اندیشه است و خوب می دانیم در جهانی که بوسیله ی اینترنت بی مرز شده، این داد و ستد گسترده تروبهتر انجام می پذیرد.

بیایید در زمانه ای که جهان بیرونی مان بر شاخ چهار ، پنج  دیوانه  - نه دیوانه ها ی بهلول وار - بلکه دیوانه ها ی احمق می گردد که لحظه به لحظه برای سر نوشت ما انسان ها برنامه ی دیگری تدارک می بینند ، برای جهان درونی مان که همانا احساس و اندیشه باشد ، بهای بیشتری بدهِم و به آن تکیه بزنیم که تکیه گاهی مؤمنانه تر از آن نخواهیم یافت .... و آنگاه زمانی است که خوانده ها و نوشته های یمان را جدّی تر  گرفته  باشیم ...  

در ارتباط با آنچه نوشته آمد ، از میان پیام های رسیده چند پیام مؤثر را دیگر باره مرور می کنیم که حامل ذهنیتی و سخنی هستند  و صد  البته که به دیگرباره خواندن می ارزند ...  گروه نویسندگان پچپچه 

 

 

 

نویسنده: massoud        دوشنبه، 29 دى 1382، ساعت 8:25

very nice. Short but right to the point.Although I think it is better to change Mikhnim to mikhanam and add the word padeshah before sarzamin I wish you the best. I will visit your page more often to see more of your work.Keep it up

 

E-mail:  وارد نشده است URL:  وارد نشده است       


*********************
نویسنده:
mahidarkhak               جمعه، 26 دى 1382، ساعت 17:12

Salam. 1- address o as weblog e Sima gereftam 2- in dotA ro yAdet raft: a) dAsh Akol : mar jan ..be ke gooyam ..marjan ..to mano koshtee ...eshgh e to ..man o ...kosht b) citizen Kane: Gole Rose

 

E-mail:  mahidarkhak@yahoo.com

URL:  mahidarkhak.persianblog.ir

 

********************

 نویسنده: Mehran

چهارشنبه، 17 دى 1382، ساعت 6:43

To Iris; Cleopatra is preparing her death scene and this is her Death-wish: Give me my robe, put on my crown, I have Immortal longings in me! From "Antony and Cleopatra" by SHAKESPEARE

 

E-mail:  وارد نشده است URL:  وارد نشده است       

 

********************

نویسنده: سیما   سه شنبه، 16 دى 1382، ساعت 2:58

همیشه شنیده بودم:دردی است غیر مُردن ؛ کان را دوا نباشد /پس من چگونه گویم ، کاین درد را دوا کن/ و فکر می کردم منظور مولوی عشق است ...اما حالا شعر معنی بهتری پیدا می کند.....

 

E-mail:  sim_nas@hotmail.com

URL:  kabootaroyass.persianblog.ir

 

********************

نویسنده: نسرین پنجشنبه، 16 بهمن 1382، ساعت 16:4

فکر میکنم مرگ یک خواب یر آرامش هست . البته من هنوز یک کم کار دارم که نیمه تمام مانده اند . میدونی که!!! باید باری را که بر دوش گرفته ام ُ به منزل برسانم . یسرم مرا صدا میکند ُ باید بروم .

 

E-mail:  وارد نشده است URL:  وارد نشده است     

 

********************

نویسنده: yasser

سه شنبه، 30 دى 1382، ساعت 15:58

سلام.نصرت شنیده ام که تو تریاک می کشی /با دست خود پنجه به سر خاک می کشی/می دانی در مراسم تدفین نصرت عزیز چند نفر حضور داشتند؟ ?? نفر بله اشتباه ندیده ای فقط ?? نفر.کاش ما آدمها اندکی ........بگذریم. من و توآن دوخطیم آری موازیان به ناچاری/ که هر دو باورمان ز آغاز به یکدگر نرسیدن بود. تابعد......

 

E-mail:  yasser_360@yahoo.com

URL:  yasser360.persianblog.ir

 

********************

نویسنده: mahidarkhak               جمعه، 26 دى 1382، ساعت 19:13

Salam- Dr barahani , yA oonjooree ke be shagerdanesh migeh yA shAgerdAnesh khatabesh mikonand --OstAd-- engAr as hameh yek keseedeyee khordeh . bA chasboondan e khodesh be frough, too rooznameh too kelAsAsh-- tA mitooneh be Al ahmad mipareh ... Ishoon as "honaresh" o "moghe'eeyatesh estefAdeh mikoneh yA "doost jalb" koneh ..yA "doshman" o betarsoonehj o parkhAsh koneh ... ishoon khodeshoon o behtareen cheesee midoonan ke barAyeh adabiAte irani dorost shodeh...pas azashoon lotfan enteghAd nakonin va surprise nashin.

 

E-mail:  mahidarkhak@yahoo.com

URL:  mahidarkhak.persianblog.ir

 

********************

نویسنده: s.m.h              چهارشنبه، 8 بهمن 1382، ساعت 20:56

چه قدر شما خوبید . گوهر راز از دل بیتاب می آید برون/ گنج از این ویرانه چون سیلاب می آید برون/ پیچ و تاب از جوهر شمشیر اگر بیرون رود/ جان عاشق هم ز پیچ و تاب می آید برون/ صبح از خون شفق دامان خود را پاک کرد/ همچنان از چشم ما خوناب می آید برون/ دست تا بر تار زد مطرب دل ما خون گریست/ از زمین ما به ناخن آب می آید برون/ بی ظهور عشق ، عاشق بی حجاب هستی است/ ذره با خورشید عالمتاب می آید برون/ نیست صائب از سرشک بوالهوس ، رنگ اثر/ این گهر از دیده ی بی خواب می آید برون/ ---------------------------------------- دوست عزیز از همه تلاش شما خوشحال شدم . کارتان عالی ست . باید بگویم که هنر روح آدمی را چنان صیقل می دهد که آب رودخانه ها صخره ها را . امیدوارم بتوانیم با هم همکاری داشته باشیم

 

E-mail:  sadsalfarhang@yahoo.com

URL:  http://www.sedakon.persianblog.ir/

 

********************

   

نویسنده: behzadkhajat               دوشنبه، 6 بهمن 1382، ساعت 12:52

سلا . سر زدم . سیمین بهبهانی یا هر شاعر دیگر را نمی شود به این سادگی ها قضاوت کرد . آن هم در سرزمینی که هم چلستون دارد و هم بیستون !

 

E-mail:  وارد نشده است URL:  http://www.behzadkhajat.persianblog.ir

 

*******************
نویسنده: پریسا  جمعه، 10 بهمن 1382، ساعت 8:46

آنچه خانم یا آقای سالک نوشته ، از نظر من قابل اهمیت است . مخصوصا ً آنجا که می گوید این حیثیت مدت هاست که خدشه دار شده است .

 

E-mail:  وارد نشده است URL:  parisap.persianblog.ir

 

********************

نویسنده: mahidarkhak               جمعه، 10 بهمن 1382، ساعت 21:39

Salam, dardeh sher e ma faghat "bam" nist. dardeh shabeeh sAzeeyeh. cheh sabkeh "she'r kohan: ghazal ghaseedeh" cheh "she'r emroozi". axareh sher hA hamoon kalamat o tashbihAto estefAdeh mikonan. yAdeshoon rafteh ke Honar yano noAvaree na copy sAzi.

 

E-mail:  mahidarkhak@yahoo.com

URL:  mahidarkhak.persianblog.ir

 

********************

نویسنده: محسن داودی          چهارشنبه، 8 بهمن 1382، ساعت 16:11

سلام . وبلاگ بسیار جدی داری . خوشحالم که از طریق وبلاگ دوستم :http://www.sedakon.persianblog.ir با این وبلاگ آشنا شدم . راستش خیلی کم پیدا میشن اینطور وبلاگها . موفق باشید

 

E-mail:  mohsendawoudi@yahoo.com

URL:  poemforyou

 

********************

نویسنده: محسن .د              جمعه، 17 بهمن 1382، ساعت 2:13

من یکی ازمشتریان مجله ی بررسی کتاب هستم و این نقد را هم خوانده ام . حقیقت اینکه یغمایی بنظر من خوب از عهده ی باز کردن یکی از شعرها بر آمده . و می توان اذعان کرد که این نقد ، حتا به رشد آن شعر کمک کرده است . محسن .د

 

E-mail:  وارد نشده است URL:  وارد نشده است       

 

*********************

 نویسنده: سیامک

پنجشنبه، 2 بهمن 1382، ساعت 17:11

سلام دوست من ! خوبید ؟! ...ممنونم از لطف و مهرابنی بسیارتان ... در زمینه جانمایه ( یا همان آن شاعرانه ) با شما کاملا هم عقیده ام .البته نمی توان انتظار داشت که همه اشعار یک شاعر در اوج قرار بگیرند و بی شک همه شاعران اوجها و فرودهایی دارند و استثنایی هم در این میان نیست جز حافظ که او البته با رندی اش چنان چکیده ای از آثارش را به ثبت رسانده است که مو لای درزش نمی رود !! ... امیدوارم صفحه شما جایی باشد برای نقد تحلیلی در عرصه بلاگستان که جای آن بسیار خالیست و من مطمئنم بسیار مفید خواهد بود ...لااقل بسیار مفیدتر از بحثهای فرمالیستی که با اندیشگی درونی شعر فاصله دارند ... خوشحالم که از اشعار سعید بیابانکی یاد کردید . شاعری که به نظر من آن شاعرانه در کارهایش بسیار است و البته نگاهی مضمون پرداز و تصویر گرا....شاعری که سابقه ای طولانی در شعر معاصر دارد و به حق شاعری مسلط و شناخته شده در محافل شعری داخل کشور هستند .... و البته چنانکه بسیار نقد بی تعارف شما را بر سیاه مشقهایم انتظار می کشم تا بیاموزم امید دارم که این روال همچنان ادامه یابد ...شاد باشی و برقرار

 

E-mail:  sbahramparvar@yahoo.com

URL:  shaeraneha.com/weblog