سینمای گوتیک، ژانر وحشت (مطب دکتر کالیگاری)

                   سینمای گوتیک، ژانر وحشت                                                                

 

 

                                     

این سینما ملهم از سبک معماری گوتیک است که در سده های 12 تا 16 میلادی در کشورهای اروپای غربی رایج بود. عناصر اصلی این سبک عبارت اند از تاق های نوک تیز، ستون های کشیده و پنجره های بلند و باریک و نوک دار با کاربرد شیشه های رنگی. نمونه ی بارز این سبک کلیسای نوتردام پاریس است. و نیز ملهم است از شیوه ی نویسندگی مردم پسند اواخر قرن 18 میلادی که با تم تنهایی و وحشت پدید آمده.

 

تاریخ سینمای گوتیک: ژانر وحشت Gothic horror film تقریبا ً به قدمت تاریخ سینماست. ژانری که همواره برای مردم افسون کننده است و  قصد دارد مخاطب خود را بترساند و پنهانی ترین احساسات شخصی او را تحریک کند، بطوریکه در بسیاری از اوقات این ترس از لایه های سطحی عبور می کند و حالتی هشدار دهنده به خود می گیرد. در مجموع این فیلم ها  به نیمه ی تاریک و پنهان زندگی انسان ها می پردازد و حوادث فراموش شده ی زندگی آنهارا به تصویر می کشد.فیلم های وحشت از منابع گوناگونی از قبیل داستان های عامیانه- که از چندین قرن پیشاز ابداع سینما، سینه به سینه نقل شده اند -، افسانه های برخاسته از اوهام و خرافاتمردم قرون وسطی و زندگی های مرموز جادوگران و احضارکنندگان روح الهام می گیرد که با مایه هایی  از کابوس های آشفته، ناامیدی، عشق نامیرا و مالیخولیای رمانتیک مرگ جای داد.

 مطب (= دفتر ، کابینه، اتاقک)  دکتر کالیگاری The Cabinet of Dr Caligari ،به کارگردانی رابرت وینه Robert Wiene در 1919 یکی از نخستین فیلم های سینمای وحشت گوتیک است که به سینمای آلمان تعلق داشت. پس از نمایش این فیلم، فضای گوتیک با رشته رویدادهای سوررئالیستی آشفته شکل گرفت. این فیلم با درون مایه هایی از دیوانگی، اغتشاش و مبارزه ی عشق و پلیدی، براستی از بسیاری از فیلم های جن و پری و خون آشامی وحشتناک تر بود. بعلاوه این فیلم برای نخستین بار کاراکتر«دیوانه» را به تماشاگران معرفی کرد و خلاصه تا هشت سال به عنوان شاهکاری بی رقیب بر پرده ی سینما های اروپا باقی ماند.

داستان این فیلم بطور خلاصه از این قرار است که در یکی از روستاهای مرزی هلند، ساحر معرکه گیری به نام کالیگاری با همکاری مرد خوابگردی به نام سزار، نمایش اجرا می کند. سزار کسی است که شب ها با پیکر یکدست ِ سیاه و چهره ی سفیددر هیأت روحی سرگردان در شهر به راه می افتد تا توطئه های شوم و مرگبار کالیگاری را به اجرا در آورد. در این میان دانشجویی به نام فرانس – پس از مرگ دوستش – به کالیگاری مشکوک می شود. سزار برای کشتن نامزد زیبای فرانس« جُوان» مأموریت می یابد اما زیبایی جُوان، او را افسون می کند، پس دخترک را می رباید و با نگاه داشتن دختر در میان بازوانش، سعی می کند از راه بام ها و شیروانی ها فرار کند. بعد معلوم می شود که کالیگاری، مدیر شرور یک تیمارستان محلی است که در برخورد با پیکر بی جان سزار خود نیز دیوانه می شود. راوی فیلم جُوان است و تمام داستان فیلم از نظر گاه او روایت می شود.  

البته فیلم مطب دکتر کالیگاری از دیدگاه زیگفرید کراکائر، به علت اینکه با فضای بیمار گونه ی خود به ظهور هیتلر کمک کرده، سرزنش پذیر دانسته شده است. 

 

 

 برگرفته از نیمروز / صفحه ی بشنو این نی / پیرایه یغمایی

 

 

/ 8 نظر / 356 بازدید
.H.M.G

سلام بسيار زيبا بود موفق باشی و سربلند اگه تونستی يه سری هم به ما بزن بای

مريم

زمانی يکنفر بمن گفت که ترس برای بدن خوب است . اما اگر قرار است که این ترس با ديدن يک فيلم به بدن بنده فايده برساند ِ ترجيح ميدهم به بدنم بد برسانم . چون با ديدن فيلم ترسناک هم بمن حالت سکته دست ميدهد. بهرحال از اطلاعاتت در اين مورد ممنونم .

دار وگ

خيلی جالب بود. مرسي

شیپور

سلام . علی الحساب واسه تعبير خوابت امده ام . ممنون که در عالم خواب هم همچنان ميرزميم !... شاد و سر بلند باشی.

زيتا

سلام.من فيلم هايی را دوست دارم که عشاق در گوش هم حرفهای قشنگ پچپچه ميکنند.هرگز از فيلم های ترسناک خوشم نيومده.ولی حالا شايد اين يکی را پيدا کنم و ببينم.

پرکلاغی

سلام. يه وقت ناراحت نشي دير جواب کامنتت رو دادم. آخه اون موقع خيلی خوابآلود بودم٬ گفتم نميتونم متن وبلاگت رو با دقت بخونم. مطلبت خيلی خوب بود چون من چند وقتیه ميخوام اطلاعاتی در مورد سبک گوتيک داشته باشم. اين فيلم رو متاسفانه نديدم اما ازش خوشم آمد و برام جالبه که به خاطر ظهور هيتلر مورد شماتت قرار گرفته. در اين مورد ميشه لطفا بيشتر توضيح بدی؟ اين عکس گوشه وبلاگت هم خيلی رمزآلود و قشنگه. از مطلبی که به من تقديم کردی ممنونم.

محمود دهقانی

مطالبت بدون تعارف دلنشين است و آموزنده. اين يکی و آنی که از قشم بود کلی (برين استورم) توی سرم بپا کرد. اگر آب و هوا بر وفق مراد بود تماسی بگير برای يک کار خير باهات کار دارم. محمود